خرید بک لینک
دو چشم مست ميگونت ببرد آرام هشياران دوخواب آلوده بربودند عقل ازدست بيداران نصيحت گوي را از من بگواي خواجه دم دركش كه سيل از سرگذشت آن را كه مي ترساني از باران گرآن ساقي كه مستان را راست هشياران بديدندي زتوبه ، توبه كردندي چو مي بردست خماران گرم با صالحان بيدوست فردا دربهشت آرند همان بهتر كه دردوزخ كنندم با گنه كاران چه بويست آنكه عقل از من ببرد و صبرو هشياري ندانم باغ فردوسي است يا بازارعطاران تو با اين مردم كوته نظر درچاه كنعاني به مصر آ تا پديد آيند يوسف را خريداران الااي باد شبگيري بگو آن ماه مجلس را تو آزادي و خلقي درغم رويت گرفتاران

برچسب: دوچشم مست میگونت,دو چشم مست میگونت ببرد آرام هوشیاران,دو چشم مست ميگونت,دو چشم مست میگونت ببرد,دو چشم مست,دو چشم مست میگونش,دو چشم مست تو,ای دو چشم مست شهلا,آهنگ دو چشم مست میگونت, نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:05

چنان بروي تو آشفته ام ببوي تو مست كه نيستم خبرازهرچه دردوعالم هست دگربروي كسم ديده باز مي نشود خليل من همه بتهاي آذري شكست مجال خواب نهيباشدم زدست خيال درسراي نشايد برآشنايان بست خلاص مي طلبد هركجاگرفتاريست من ازكمند تو تا زنده ام نخواهم جست غلام همت آنم كه پاي بند كسي است بجانبي متعلق شد از هزاربرست مطيع راي توام گردلم بخواهي سوخت اسيرحكم توام گرتنم بخواهي خست ص 640 كليات سعدي **** منظورازروي تو و بوي تو چيست ، درروي او چه خاصيتي وجوددارد و بوي او چگونه است ، اين چگونه رويي است كه با ديدن آن آدمي از آن متحيرو آشفته گشته و پريشاني و

برچسب: نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 23:22

تاکی عوام فریبی

تاکی دروغگوئی

تا کی مظلوم کشی

بعضی ها اینهمه ثروت را از کجاآورده اند

برچسب: بعضی ها اینقدر قشنگ دروغ میگن,بعضی ها اینقدر خوبن که,بعضی ها اینقدر بی شعورن,بعضی ها می ایند,چرا بعضی ها اینقدر خوشبختند,اینستاگرام بعضی ها, نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:03

چه می شود کرد دنیا همینگونه می چرخد , هرچقدر تلاش کنیم بازهم به جایی نمی رسیم , درست است در سایه کوشش مداوم میتوان به قلل بیشماری صعود کرد ولی یک چیزی هست که نمی گذرد انسان به آررزوها و آمالها و خواسته های خود برسد , تبیین و تفسیر آن چیز مشکل است با این حال نباید منتظر نتیجه نهایی بود شاید بکام ما نباشد , و برخلاف خواسته ما رقم بخورد , اگر اینگونه باشد مصلحت و حکمتی درکاراست نباید از کنار آن به آسانی گذشت باید هرچه که باشد آن را پذیرفت باپذیرش نتایج حاصله نبایستی شمع سوزان امید را دروجودخویش خاموش کرد , انسان با امید زنده است اگر بهاردل انگیز امیدر

برچسب: چه میشود کرد,باده میلیون چه میشود کرد,با 20 میلیون چه میشود کرد, نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:03

جهنم یعنی زیاده خواهی و قانع نشدن به حق خود و تجاوز به حقوق دیگران

بهشت یعنی قانع شدن به حق خود و احترام به حقوق دیگران , دفاع ازحقوق محرومین و ستم دیدگان

برچسب: بهشت و جهنم,بهشت و جهنم در قرآن,بهشت و جهنم از دیدگاه مسیحیت,بهشت و جهنم در تورات,بهشت و جهنم از دیدگاه یهود,بهشت و جهنم در مالزی,بهشت و جهنم همین دنیاست,بهشت و جهنم مالزی,بهشت و جهنم کجاست,بهشت و جهنم برزخی, نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:03

بيا که درغم عشقت مشوشم بی تو بيا بين که دراين دم چه ناخوشم بی تو شب از فراق تو می نالم ای پريرخسار چون روز گردد گوئی در آتشم بی تو دمی تو شربت وصلم نداده ای جانا هميشه زهرفراقت چشيده ام بی تو اگرتو بامن مسکين چنين کنی يارا دوپايم ازدوجهان نيز درکشم بی تو پيام دادم و گفتم بيا خوشم ميدار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو **** تشويش و نگراني تمام وجودم را فراگرفته است ، خوشي و شادابي بي وجودتو برايم معني ندارد ، غم آتشين عشقت تارپودم را سوزانده است ، چنين سوزشي تاثير آنچناني دردرونم نهاده است كه بطور پنهاني تمام اعضايم درتب و تاب عشق درل

برچسب: نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:03

ای ولوله ی عشق تو برهرسرکويی روی تو ببرد ازدل ماهرغم رويی آخربترحم سرموئی نگران را که آهی بودش تعبیه درهربن موئی کم می نشود تشنگی ديده ی شوخم با آنکه روان کرده ام ازهرمژه جويی ای هرتنی ازفکر تو افتاده به کنجی وی هردلی از شوق تو آواره بسوئی ما يکدل و تو باک نداری که برآئی هرلحظه بدستانی و هرروز بخوئی برهم نزند دست خزان بزم رياحين گرباد به بستان برد اززلف تو بوئی درکان نبود چون تن زيبای تو سيمی ازسنگ نخيزد چون دل سخت تو روئی با اين همه ميدان لطافت که تو داری سعدی چه بود درخم چوگان توگوئی **** چه كنم و چه سان گويم از چه چيزي و چه تصوير

برچسب: نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:03

نماز شام قيامت به هوش بارآيد كسي كه خورده بود مي زبامداد الست نگاه من بتو و ديگران بخودمشغول معاشران زمي و عارفان زساقي مست اگرتو سرو خرامان زپاي بنشيني چه فتنه ها كه برخيزد ميان اهل نشست برادران و عزيزان نصيحتم مكنيد كه اختيارمن ازدست رفت و تيرازشست حذركنيد زباران ديده ي سعدي كه قطره سيلي شود چون به هم دگرپيوست **** اگر به رويدادها و اتفاقات و رويدني ها، بوجودآمدنهاو محو شدن هاي اطراف خود دقت و تامل كنيم به چيزهايي مي رسيم كه ازيك مبداو منشاء خاصي نشئت گرفته اند هرچقدر دايره تفكر و تامل خودرا گسترش دهيم به تحيرات و حيراني مان اف

برچسب: به هوش بودم از اول,به هوش باش,به هوش آمدن از کما,به هوش باش که مستم,به هوش اوردن,به هوش آوردن بیمار,به هوش بودم از اول كه,به هوش بودم از,هوش به انگلیسی, نویسنده: میلاد خلیلی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:02

صفحه بندی